تبليغاتX
جناب استاد مجید اخشابی
جناب استاد مجید اخشابی

يه چيزي شبيه تو يه چيزي مثل رويا

 

يه كليد كهنه چرخيد توي قفل سينه م انگار

يه دل شكسته افتاد زير دست و پاي زوار

 

دلمو نذر تو كردم كه هنوزم  دلنگرونم

چي مي شد مثل كبوترزير ايوونت بمونم


 پاي حوض نقره پوشت رو به گلدسته ها نشستم

دلمو به قفلاي پنجره فولاد تو بستم


مث خواب بود مث رويا مث لمس آسمون بود

تو هياهوي صدا ها  يه سكوت مهربون بود


 نه سر گلايه كردن نه دل شكوه شنيدن

نه اميد دل سپردن  نه توان دل بريدن

 

 يه كليد كهنه چرخيد توي قفل سينه م انگار

يه دل شكسته افتاد زير دست و پاي زوار


دلمو نذر تو كردم كه هنوزم  دلنگرونم

چي مي شد مثل كبوترزير ايوونت بمونم


 پاي حوض نقره پوشت رو به گلدسته ها نشستم

دلمو به قفلاي پنجره فولاد تو بستم


اطلاعات این قطعه:

نامسکوت مهربونی

خواننده و آهنگساز: مجید اخشابی

شعر: عبدالجبار کاکائی

تنظیم: حمید اکبرزاده

ضبط و میکس: استودیو مهرآوا- محمدسعید شایان، علی پورمقدم

به سفارش: آستان قدس رضوی


براي دانلود اهنگ بايد برين سايت :)

www.majidakhshabi.com


نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 11:56 توسط تمنا | |
سلام

عيد همگي مبارك !

ديشب جشن رمضان اقاي اخشابي حضور داشتن و طبق معمول نيكتاي عزيزم با زحمتي كه كشيده

شرمنده ام كرده!

نيكتاي عزيز يه دنيا ممنون !

مخصوصا بابت نامه !

اينم نامه

http://www.myup.ir/images/dm6ogl7ecy733irgm4h.jpg

عكساي برنامه رو هم بعدا براتون ميزارم  !  :)

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 9:11 توسط تمنا | |
همشهري جوان شماره ي 228 قسمت موسيقي


سرود
ها و ترانه هاي رمضاني

چند سالي است كه سرود ها و ترانه هاي رمضاني خيلي پر رونق شده اند .

نزديك هاي  ماه رمضان كه مي شود . خواننده و اهنگسازها ( بيشتر هم پاپ ) به اين فكر مي افتند كه براي ماه رمضان كاري بسازند . انصافا هم بعضي از كارها درخور و زيبا مي شوند . خيلي از شبكه ها هم كه هر سال يكي از خوانندگان را در طول ماه رمضان با خود همراه كرده و اوازها و تصنيف هايي متناسب با ماه رمضان ارائه مي كنند . با اين اوضاع كم كم دارد نوعي موسيقي جديد در زمينه ي ماه رمضان شكل مي گيرد مثلا سه سال پيش مجيد اخشابي اهنگي براي ماه رمضان خواند كه خيلي مورد توجه واقع شد . تيتراژهاي محسن يگانه روي برنامه ي دم افطار << ماه عسل >> هم كلي براي خودش طرفدار دارد . يادتان كه نرفته : << . . . با من غريبگي نكن /با من كه درگير تو ام /چشماتو از من برندار /من مات تصوير تو ام  . . . >>


با تشكر از نيكتاي عزيزم بابت خبر و اسكن عكس

 

مجيد اخشابي


نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 21:55 توسط تمنا | |
چاى لب سوز

بعدازظهر بيست وهشتمين روز تابستانى ،۱۳۸۸ مهمان سادگى ها و خودمانى بودن هاى مجيد اخشابى مى شويم. در دفتر نقلى و ساده اش، در حوالى ميدان ونك؛ خواننده پاپ كشورمان كه دى ماه امسال ۳۷ سالگى را پشت سر مى گذارد و دلش نمى خواهد كه جوانى اش، جور ديگرى گذشته باشد. مجيد اخشابى، ژست با كلاس بودن نمى گيرد. اصلاً هم نمى خواهد بگويد من آدم مشهور، محبوب و خوش تيپى هستم! جالب اينكه حتى ژست متواضع بودن و شكسته نفسى هم نمى گيرد. خودش است؛ مجيد اخشابى بدون ژست و فيلم و حتى گريم! حرف كه مى زند، متوجه مى شوى كه صاحب اين صدا، بايد خواننده مى شد. حتى اگر در هشت سالگى با ابتدايى ترين وسيله ها براى خودش سنتور نساخته باشد و حتى اگر ۹ سالگى اش، آغاز ورود به عرصه موسيقى نبوده باشد. شايد براى همين است كه پيشنهاداتى براى اجرا و دكلمه متن هم داشته، اما نپذيرفته است گپ و گفت ما را كه از هر درى از شخصى جات اخشابى و موسيقى گرفته تا رپ و ... را شامل مى شود، با اين خواننده پاپ كشورمان همراه شويد:

مصاحبه در ادامه ي مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:11 توسط تمنا | |
درباره سريال گمگشته
نوستالژي سريال‌هاي مناسبتي

ميگن فرشته روزه شو با گريه افطار مي‌كنه

فرشته مي‌دونه كه نور، ظلمت رو بيدار مي‌كنه


اين ترانه علاوه بر اين‌كه موجب شهرت خواننده‌اش مجيد اخشابي و تثبيت او در موسيقي پاپ و بويژه موسيقي تيتراژي شد باعث برانگيختن حس نوستالژيك مخاطباني مي‌شود كه هر بار با شنيدن اين ترانه به ياد سريال «گمگشته» به كارگرداني رامبد جوان مي‌افتند. سريالي كه در زمان پخش خود محبوبيت زيادي داشت و هنوز نيز در ميان سريال‌هاي مناسبتي ويژه ماه رمضان، طرفداران زيادي دارد به طوري كه پخش مجدد آن در شبكه سوم در اين روزها نيز با استقبال زيادي از سوي مخاطبان روبه‌رو شده است. «گمگشته» جداي از داستان و مضامين اخلاقي كه در آن مطرح مي‌شود و ما در دنباله اين يادداشت به آن خواهيم پرداخت از چند جهت داراي جايگاه ويژه‌اي است كه اين مجموعه را در حافظه تاريخي و هنري مخاطبان تثبيت كرده است.

پخش اين سريال در سال 80 به مناسبت ماه رمضان اگر به عنوان نخستين مجموعه مناسبتي شناخته نشود، اما قطعا مهم‌ترين و موفق‌ترين آنهاست كه طبق نظرسنجي مركز تحقيقات صدا و سيما هنوز هم به عنوان محبوب‌ترين سريال مناسبتي در نظر مردم جاي دارد و از سوي ديگر به عنوان نقطه آغازين سريال‌هاي مناسبتي محسوب مي‌شود. از آن زمان به بعد ساخت سريال‌هاي مناسبتي در ماه‌هاي محرم و رمضان به يك سنت و رسم رسانه‌اي بدل شد و شبكه‌هاي ديگر نيز به تهيه و توليد اين‌گونه آثار پرداختند، به طوري كه امروزه اين سنت به يك رقابت رسانه‌اي ميان شبكه‌هاي تلويزيوني بدل شده است.

پديده ديگري كه به واسطه اين سريال شكل گرفت تولد يك ژانر جديد موسيقيايي به نام ترانه يا موسيقي تيتراژي بود كه به نزديكي و همكاري بيشتر دو هنر سينما و موسيقي منجر شد و البته فرصتي ايجاد كرد تا هم موسيقي پاپ عرصه‌هاي تازه‌اي را تجربه كند و هم خوانندگان جديدي به دنياي موسيقي پاپ كشور اضافه شوند كه بدون شك نماد آنها مجيد اخشابي است كه با اين سريال، معرفي و معروف شد و حتي نام اولين آلبوم خود را «گمگشته» گذاشت كه فروش خوبي داشت و بسياري از علاقه‌مندان اين سريال به دليل خاطره خوشي كه اين ترانه براي آنها رقم زد از اين آلبوم استقبال كرده‌اند.

مجيد اخشابي در اين باره گفته است: «گمگشته نقطه عطف ترانه‌خواني من بود كه يك موسيقي مذهبي شاد امروزي داشت و كلامش همكلام دلنشيني بود.» ضمن اين‌كه رواج يافتن ترانه تيتراژي به رونق ترانه‌سرايي در كشور نيز كمك كرد و موجب توجه بيشتر هنرمندان به اين‌گونه ادبي شد. پس از آن خوانندگان ديگري نيز به جرگه ترانه تيتراژي اضافه شدند كه مهم‌ترين آنها محمد اصفهاني و احسان خواجه‌اميري بود. جالب اين‌كه ترانه تيتراژي به سريال‌هاي مناسبتي ختم نشد و به يك مد در سريال‌هاي معمولي تلويزيون بدل شد و آنقدر گسترش يافت كه امروزه بسياري از صاحب‌نظران موسيقي و سينما با اين روال مخالفت كرده و خواهان تعديل آن شده‌اند.

نكته سومي كه در ارتباط با سريال گمگشته مي‌توان اشاره كرد توجه تلويزيون به طرح و بيان مفاهيم ديني و انگاره‌هاي مذهبي در غالب سريال‌هاي تلويزيوني و هنر هفتم بود كه هم داراي جذابيت‌هاي بصري و نمايشي بود و هم اين‌كه تاثير اخلاقي و تربيتي زيادي روي مخاطبان داشت بويژه اين‌كه اين سريال‌ها در ماه‌هاي مذهبي پخش مي‌شد كه شرايط رواني و دروني آدمي براي درك اين مفاهيم فراهم است و حاشيه‌هاي فرامتني به تعميق متن در مخاطب كمك زيادي مي‌كند. ضمن اين‌كه گمگشته داراي بار كميك و لايه‌هايي از طنز هم بود كه بازيگر طناز تلويزيون رامبد جوان در مقام كارگردان براي نخستين بار آن را تجربه كرده بود و الگوي خوبي در اين زمينه كه به تركيب طنز و اخلاق در يك ساختار دراماتيكي پرداخته بود ارائه داد كه بعدها به وسيله ديگران در سريال‌هاي مناسبتي تجربه و تكرار شد.

در واقع در طي اين سال‌ها سريال‌هاي مناسبتي به لحاظ مضمون و فرم به 3 گروه عمده تقسيم شد كه شامل گونه‌هاي ماورايي، طنز و اخلاقي بود. گمگشته اما با تلفيق طنز در بستر داستاني اخلاقي، نمونه‌اي كامل‌تر از سريال تك ژانري را ارائه داد كه هم مخاطب را پاي تلويزيون نشانده و سرگرم مي‌كند و هم از اين طريق پيام‌هاي اخلاقي خود را نه به شكل شعاري كه نهادينه شده و دروني به مخاطب خود انتقال مي‌دهد.

شايد بخشي از مخاطبان اين سريال كه مشتاقانه آن را دنبال مي‌كردند نمي‌دانستند كه كارگردان اين مجموعه رامبد جوان است كه پيش از اين او را در نقش‌هاي طنز در تلويزيون ديده بودند و گمان نمي‌كردند كه او كارگردان خوبي هم است. با بازي در نقش كوتاهي در مجموعه تلويزيوني پرطرفدار همسران شناخته شد و سپس با بازي در مجموعه تلويزيوني خانه سبز به شهرت رسيد و خيلي زود توانست نويسندگي و كارگرداني بعضي از نمايش‌ها و مجموعه‌ها را به عهده بگيرد. بازي او در فيلم موميايي3 و مجموعه تلويزيوني ولايت عشق چهره ديگري از او به نمايش گذاشت.

او سـال 82 را بـا كـارگـردانـي دومـين مجموعه تلويزيوني‌اش كليد زد و اولين تجربه كارگرداني در سينما را با ساخت فيلم «اسپاگتي در هشت دقيقه» از 25 آبان 83 آغاز كرد. جوان در سال‌هاي اخير مجري‌گري در تلويزيون را هم تجربه كرد كه مهم‌ترين آنها در برنامه صبحگاهي مردم ايران سلام و يك برنامه سينمايي شبكه دوم بود. اما سريال گمگشته به لحاظ بازيگري نيز قابل توجه است. برخي از بازيگران سينما و تلويزيون كه امروز ديگر به شهرت عمومي رسيده‌اند در اين سريال معرفي شده يا جاي خود را در بازيگري باز كرده‌اند كه مهم‌ترين آنها پژمان بازغي و حديث فولادوند بود. شايد خيلي از مخاطباني كه بازغي را در كارهاي مهران مديري با لباس نظامي ديده‌اند ندانند كه او براي اولين بار در گمگشته نقش يك سرگرد نيروي انتظامي را بازي كرده است. بازغي در مصاحبه‌اي موفقيت خود را در اين حرفه مديون سريال گمگشته و رامبد جوان دانسته است. ضمن اين‌كه نبايد بازي خوب و متفاوت آتيلا پسياني را در دو نقش متضاد در اين سريال فراموش كرد. نقشي كه جذابت زيادي به سريال بخشيد و به نقطه عطف آن بدل شد. بازي او در نقش سيدجلال بود كه به محبوبيت زيادي در ميان مردم دست يافت.

گمگشته در واقع جزو اولين مجموعه‌هاي تلويزيوني بود كه مفاهيم و مسائل تربيتي و اخلاقي را در بستر طنز موقعيت روايت مي‌كرد كه بعدها به نوعي در آثار رضا عطاران دنبال شد اگرچه سويه كميك آثار عطاران بيش از تبيين ديني داستان و مضمون آن بود. ضمن اين‌كه داستان گمگشته به لحاظ مضموني به آثار كمدي‌اي شباهت داشت كه با جابه‌جايي نقش و موقعيت دو انسان به جاي هم ضمن خلق موقعيت طنز از اين وضعيت به بازنمايي تاثير اين جابه‌جايي در رفتار و منش فرد مي‌پرداخت.

سريال گمگشته به لحاظ بازيگري نيز قابل توجه است. برخي از بازيگران سينما و تلويزيون كه امروز ديگر به شهرت عمومي رسيده‌اند در اين سريال معرفي شده يا جاي خود را در بازيگري باز كرده‌اند

در درون اين ساختار روايي معمولا از دو نيروي خير و شر و قهرمان و ضد قهرمان استفاده مي‌شود كه به واسطه اين جابه‌جايي دگرگون مي‌شوند. نمونه‌هايي از اين دست را در سريال سلطان و شبان هم داشتيم يا در همسنخ با اين ساختار مي‌توان به ليلي با من است و مارمولك كمال تبريزي هم اشاره كرد كه اتفاقا آنها نيز در ژانر طنز ساخته شده بودند. انتخاب چنين فرمي براي روايت قصه با توجه بـه قـابـلـيـت كـنـتـراسـتي كه در شخصيت‌پردازي و موقعيت‌سازي آن وجود دارد از پتانسيل خوبي هم براي ايجاد طنز برخوردارند و هم مفاهيم و عناصر داستاني را در ساختاري پارادوكسيكال، دراماتيزه مي‌كنند كه برجستگي آنها براي مخاطب قابل لمس بوده و به درستي بازنمايي مي‌شوند به شرطي كه از روايت‌هاي گل‌درشت و شعاري در ترسيم آنها جلوگيري شود. رامبد جوان با اين‌كه نخستين تجربه خود را در كارگرداني تست مي‌كرد توانست تا حدود زيادي از فرو غلتيدن در اين سراشيبي خود را نجات دهد و اثري قابل قبول بسازد.

در گمگشته چند دزد به قصد اخاذي، يك فرد متمول و خير را مي‌ربايند، اما هنگام تماس با خانواده فرد ربوده شده متوجه مي‌شوند كسي را كه دزديده‌اند شخص مورد نظر نبوده است تا اين‌كه به اين فكر مي‌رسند فرد ربوده شده را با سيدجلال عوض كنند و از اين طريق به اهداف خود برسند. همين جابه‌جايي به تعليق اصلي قصه بدل مي‌شود و جابه‌جايي دو فرد شبيه به هم كه ادبيات و منش كاملا متفاوتي با هم دارند ابعاد كميك داستان را شكل مي‌دهند كه در تداوم آن داستان به نتيجه‌گيرهاي اخلاقي خود دست مي‌زند. از همين ترفند در مارمولك نيز استفاده شده بود كه تضادهاي گفتاري و رفتاري قهرمان داستان موجبات خنده مخاطب را فراهم مي‌كرد؛ اما فيلم ديگري كه از اين منظر سنخيت بيشتري با گمگشته دارد تشريفات فخيم‌زاده بود كه اين جابه‌جايي و تحولات ناشي از آن را در شخصيت اصلي داستان يعني توحيد شاهد بوديم.

در گمگشته علاوه بر بازيگراني چون آتيلا پسياني، فرامرز صديقي، حديث فولادوند و پژمان بازغي افراد مشهور ديگري چون مهران رسام به عنوان تهيه‌كننده، عليرضا كاظمي‌پور نويسنده، عبدالله اسكندري مدير گريم، مجيد ميرفخرايي به عنوان طراح لباس و صحنه و عليرضا افخمي به عنوان ناظر كيفي با اين مجموعه همكاري داشتند. مجموعه‌اي كه هر سال با شروع سريال‌هاي ماه رمضان و با شنيدن صداي مجيد اخشابي به ياد مخاطبان تلويزيون مي‌افتد كه به عنوان نخستين و محبوب‌ترين سريال مناسبتي اين ماه تثبيت شده است.


نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 21:23 توسط تمنا | |